تبليغاتX
بشردوستان جوان - آموزش كار گروهي
وبلاگ اعضاي سازمان جوانان (بشردوستان جوان) جمعيت هلال احمر شهرستان جهرم

فصل اول

آشنايي با مفاهيم گروه

تعريف گروه :

انسان ها فطرتاً اجتماعي هستند و يكي از مظاهر اين امر علاقه آنها به انجام دادن كارهاي گروهي است . علاوه بر اين ، مشكلات و مسائل زندگي نيز آنها را جبراً به سوي گروه و فعاليت هاي گروهي سوق مي دهد .

گلشن فومني در كتاب جامعه شناسي توان سازماني گروه ، را تعدادي از افراد انساني كه بر اساس يك سري روابط متقابل و احساس همبستگي با يكديگر همكاري دارند ، تعريف مي كند .

مشخصه ضروري گروه اين است كه اعضاي آن خود را متعلق به گروه مي دانند .

از نظر روان شناختي گروه را تيم هايي تعريف مي كند كه در آن تعدادي از افراد :

1ـ با يكديگر تعامل داشته باشند .

2ـ از خصوصيات روان شناختي يكديگر آگاه باشند .

3ـ خود را به عنوان يك گروه بشناسند .

در تعريف مفيد ديگري گروه كاري مجموعه اي از افراد است كه داراي خصوصيات زير هستند :

ـ يك عضويت قابل تعريف دارند .

ـ هشياري گروهي دارند .

ـ حس هدف مشترك دارند .

ـ به يك ديگر وابستگي دارند .

ـ كنش متقابل دارند .

ـ توانايي انجام كار واحد دارند .

در اكثر گروه ها اعضاي گروه روابطي با هم دارند كه آنها را تا حد به هم وابسته مي كند . پس گروه از دو يا چند فرد تشكيل مي شود كه با تعامل اجتماعي ، بر يكديگر اثر مي گذارند .

 

انواع گروه

گروهها بر اساس عوامل مختلف طبقه بندي مي شوند . يكي از اين طبقه بندي ها بر حسب متغيرهاي مختلف به صورت زير مي باشند :

1ـ گروه بدون رهبر

2ـ گروه با رهبر

3ـ گروه سازمان يافته (رسمي)

4ـ گروه سازمان نيافته (غيررسمي)

5ـ گروه دائم

6ـ گروه موقت

 


 

شفيع آبادي ، انواع گروه ها را به شرح زير ذكر مي كند :

1ـ گروه هاي اوليه : گروه اي است كه روابط صميمي و نزديك و رويارويي بين اعضاي آن حاكم مي باشد .

2ـ گروه هاي ثانويه : گروه هاي موقتي است كه بر اساس قراردادها و ضرورتهاي اجتماعي تشكيل مي شوند .

3ـ گروه هاي كوچك : گروه هايي كه اعضاي آنها كمتر از دوازده نفر باشند را گروه كوچك مي نامند . در اين گروه ها روابط اعضا رويارويي و صميمي است .

4ـ گروه هاي بزرگ :‌گروه هايي با بيش از دوازده عضو را گروه بزرگ مي نامند .

5ـ گروه هاي راهنما : اين گروه ها به منظور ارائه اطلاعات در زمينه هاي گوناگون به داوطلبان تشكيل مي گردند .

6ـ گروه هاي مشورت : در اين گروه ها والدين و مربيان به منظور يادگيري شيوه عمل بهتر ، از طرف راهنما آموزش مي بينند تا بتوانند فرزندان و دانش ‌آموزان خود را در رفع مشكلات گوناگون به طور صحيح ، ياري دهند .

7ـ گروه هاي مشاور : در اين گروه ها كه از نوع گروه هاي كوچك هستند ، به درمان مشكلات رواني داوطلبان كمك مي شود .

8ـ گروه هاي باز و بسته : از نظر نوع و شرايط عضويت ، گروه ها به باز و بسته تقسيم مي شوند . گروه هاي باز گروه هايي هستند كه عضويت در آن ها به سادگي انجام مي شود ، در حالي كه در گروه هاي بسته شرايط كاملاً برعكس است .

9ـ گروه مرجع : فرد ، اعمال ، عقايد و رفتارهايش را از گروه مرجع دريافت
مي دارد و از آنها تبعيت مي كند .

10ـ گروه هاي رسمي‌ : گروه هاي رسمي با ساختي كاملاً مشخص و بر اساس طرحي از قبل تعيين شده و بر طبق قواعد خاص كه نقش ها و وظايف اعضا را تعيين
مي كند تشكيل مي شود .

11ـ گروه هاي غيررسمي : افراد در گروه هاي غيررسمي ، به طور تصادفي و بدون هيچ گونه نقشه قبلي ، دور هم جمع مي شوند . اين نوع گروه ها اساسنامه ندارند و اعضا غالباً به خاطر تماس هاي مكرر و استفاده از تجارب مشترك يكديگر تجمع
مي كنند .

12ـ گروه انبوه خلق : ابتدايي ترين و ناپايدارترين نوع گروه اجتماعي است به اين معني كه عده اي از افراد در محل مشخصي براي تماشاي يك حادثه و يا با حضور در تظاهرات اجتماعي و سياسي معيني تجمع مي كنند و پس از انجام كار متفرق و پراكنده مي شوند .

13ـ گروه هاي داوطلب و اجباري : گروه داوطلب ، گروهي است كه افراد به ميل خاص خودشان در آن عضو شوند . گروه اجباري ، گروهي است كه فرد ناگزير به حضور در آن است و ملزم به رعايت قوانين و مقررات وضع شده مي باشد .

14ـ گروه همسالان : افراد بر اساس تشابه سني دور هم جمع مي شوند و با توجه به اشتراك تمايلات به تشكيل گروه مي پردازند .

15ـ انجمن ها :‌ از انواع گروه سازمان يافته است كه به منظور تحقق اهداف معين تشكيل مي شود و عضويت در اين گروه ها ، داوطلبانه است و روابط افراد رسمي است .

16ـ گروه روابط انساني : افراد گروه با يكديگر تماس مستقيم و صميمي دارند و پس از شناختن خصوصيات شخصيتي يك ديگر مي توانند به هم كمك كنند . و در اين گروه ها آموزش مهارت هاي گفت و شنود و نحوه برقراري ارتباط با ديگران هسته اصلي كار را تشكيل مي دهد .

17ـ گروه هاي مباحثه و مناظره : به منظور بحث درباره موضوعي مشخص تشكيل مي گردد .

 

ويژگيهاي گروه :

اگر چه گروه هايي كه به آنها ملحق مي شويم از نظر نوع ، اندازه ، هدف و عملكرد با يكديگر متفاوتند ، اما كمابيش داراي خصوصيات مشتركي هستند .

«همفيل» ‌ده خصوصيت يك گروه را چنين بر شمرده است .:

1ـ اندازه

2ـ همبستگي (تا چه اندازه اي مثل يك مجموعه واحد عمل مي كند)

3ـ يكساني (تشابه در سن ، جنسيت و )

4ـ انعطاف پذيري (درجه انعطاف پذيري در پيروي از قواعد و مقررات)

5ـ تعامل

6ـ نفوذ (درجه سختي يا آساني پيوستن به گروه )

7ـ دو قطبي بودن (گروه تا چه اندازه قادر است بر يك هدف تمركز داشته باشد)

8ـ خودمختاري (تا چه اندازه اي عملكرد گروه مستقل از گروه هاي ديگر و بزرگتر است)

9ـ نزديكي (تا چه اندازه اعضاي گروه يكديگر را مي شناسند)

10ـ كنترل (تا چه اندازه اي گروه آزادي رفتار اعضا را محدود مي كند)

گروهها ممكن است به صورت همگن يا مختلط ، پايدار يا ناپايدار و بزرگ يا كوچك باشند .

به طور كلي ويژگيهاي گروه عبارتند از:

1ـ عضويتي كه قابل تعريف باشد : اجتماعي از دو فرد يا بيشتر كه با نام يا نوع آن مشخص گردد .

2ـ آگاهي گروهي : افراد ، اعضاي خود را به چشم گروه مي بينند ، داراي تفاهم مشترك هستند و از نظر عاطفي و روحي نيز خود را به يكديگر بسيار نزديك حس
مي كنند .

3ـ احساس آرمان و قصد مشترك : اعضاي گروه داراي هدف ها و يا آرمان هاي مشتركند .

4ـ بستگي دروني و متقابل در ارضاي نيازها : اعضا براي رسيدن به هدف هاي گروه به ياري يكديگر نيازمندند .

5ـ فعل و انفعال يا كنش و واكنش متقابل :‌ اعضا با هم ارتباط برقرار مي كنند و يكديگر را تحت تأثير و نفوذ قرار مي دهند و نسبت به يكديگر واكنش نشان مي دهند .

6ـ توانايي در وحدت عمل : گروه مي تواند چون يك عضو يا تن واحد رفتار و اقدام كند .

علل جذب افراد به گروه

انسان به طور طبيعي موجودي اجتماعي و جمع گراست . او مي خواهد با شركت در گروه نياز هاي اجتماعي ،‌ رواني و فيزيولوژيكي خود را برطرف سازد . اگر از ديدگاه فلسفي ،‌ جامعه شناسي و روان شناختي به علل جذب افراد به گروه نگاه كنيم ،
مي توانيم پنج علت اساسي را در تشكيل گروه ها كشف كنيم :

1ـ اجتماعي بودن

2ـ تأمين نيازها

3ـ مصونيت

4ـ كسب قدرت

5ـ آرمان گرايي

اما از نظر «كارت رايت» چهار عامل ذيل به عنوان علل جذب فرد به گروه
مي باشد :

1ـ انگيزه

2ـ ويژگي محركي و تشويقي

3ـ انتظارات فرد

4ـ سطح بازدهي

 


 

عوامل تأثيرگذار بر گروه ها :

اما عوامل تأثيرگذار بر گروهها بسيار متعدد مي باشد كه در زير به برخي از آن ها اشاره مي كنيم:

1ـ اندازه : تعداد اعضاي يك گروه مي تواند بين 2 تا حدود 12 نفر باشد اين تعداد به ندرت از 16 نفر تجاوز مي كند .

2ـ تركيب اعضا : تشابهات و تفاوت ها بين اعضاي گروه و نقش آنها در گروه نيز مي تواند بر عملكرد گروه اثر گذارد بنابراين طبيعي است كه هر چه اعضا از نظر خصوصيات فردي (فعال ، منفعل ، باهوش و ) و نقش در گروه (وظيفه مدار ، رابطه مدار ، خويشتن مدار و ) با يكديگر فرق داشته باشند ، برخوردها و تضادها افزايش پيدا مي كنند .

3ـ هنجارها : به طور كلي ، هنجارها «رفتار پيش بيني شده و قابل انتظار گروه از اعضايش» تعريف مي شود . هنجارها با قواعد و مقررات سازماني تفاوت دارند . هنجارها مكتوب نبوده و مي بايستي قبل از اين كه موجوديت پيدا كنند تا حدودي مورد قبول اعضاي گروه قرار گرفته باشند .

 

اهداف

معمولاً اهداف و هنجارهاي يك گروه يا يك ديگر سازگاري دارند . يعني گروه ها هنجارهايي را قبول مي كنند كه آنها را در دستيابي به اهدافشان كمك كنند ، اما اين سازگاري هميشه صادق نيست . به عنوان مثال وجود هنجارهايي مانند «زياد خودت را خسته نكن» و يا «خيلي توليد نكن» مخالف با هدف گروه كاري است .

4ـ همبستگي : همبستگي تا اندازه زيادي به درجه انطباق بين اهداف گروه و هر عضو وابسته است .

5ـ رهبري : رهبري غيررسمي ، نقش اساسي در انجام وظايف و تحقق اهداف به عهده دارد . معمولاً مدت زماني پس از تشكيل گروه بانفوذترين فرد ، رهبر غيررسمي گروه مي شود .

رهبران اثر بخش معمولاً در گروه هاي كاري بيش از اعضاي ديگر به موارد ذيل توجه دارند :

1ـ ايجاد و حفظ دركي روشن از اهداف گروه

2ـ حفظ جايگاهي ويژه در گروه كه در عين حال كه مشاركت جوست به اندازه كافي از گروه جد است تا بتواند گروه را به عنوان يك مجموعه مشاهده و هدايت كند .

3ـ به عهده گرفتن مسئوليت براي تنظيم و كنترل روابط و تبادل نظر بين افراد و ديگر گروه ها

4ـ اجازه و تشويق تفويض بعضي از وظايف رهبري به اعضايي كه خلاقيت بيشتري در انجام كارهاي گروهي دارند .

محيط خارجي  :

محيط خارجي به شرايط و عواملي گفته مي شود كه عموماً به وسيله گروه كاري و اعضا كنترل نمي شود . از جمله تكنولوژي ، شرايط فيزيكي ، عملكرد مديريت ، قواعد و مقررات ، انتصاب رهبر ، پاداش و مجازات . اين عوامل خارجي معمولاً بر متغيرهاي اخلي (اندازه ، تركيب اعضا ، هنجارها و ) متعاقباً رفتار و كارآيي گروه اثر مي گذارد .

 

فرايند تشكيل و راه اندازي گروه :

چگونگي تشكيل و راه اندازي گروه يكي از مهمترين عوامل مؤثر در پيروزي و يا شكست گروه است . در تشكيل گروه بايد از چهار مرحله اصلي زير گذر كرد :

1ـ مرحله گردهمايي

2ـ مرحله توفاني (مرحله اي كه اعضا به حمايت از مواضع و انتظارهاي خود
مي پردازند) .

3ـ مرحله هنجار گذاري (در اين مرحله گروه سعي مي كند كه به يك سلسله قواعد و هنجار هايي به منظور سازمان دادن به فعاليت هاي خودكار در جهت هدف هاي گروهي دست پيدا كنند) .

4ـ مرحله انجام كار (در اين مرحله افراد چيزهاي جديد از يكديگر فرا مي گيرند و در زمينه هايي كه در ابتدا خارج از حيطه آموزشي و تخصصي آنان بوده است ، فعاليت مي كنند ).

 

مراحل پيشرفت گروه

1ـ شكل گيري يا شكل دادن : در اين مرحله اعضاي مؤسس اطلاعات شناسايي را نسبت به ديگران به دست مي آورد .

2ـ رشد و كنترل : در اين مرحله افراد به منظور انسجام بخشي بر گروه تلاش
مي كنند كه با تحميل كنترل بر گروه و رهبري ، برنامه هاي خود ارائه دهند .

3ـ حاكم كردن اصول ، ايجاد ضوابط ، حاكم كردن قانون : اعضاي گروه تلاش
مي كنند كه روابط خود را با قراردادن ضوابطي گسترش داده و آن را تبديل به احساس همكاري نسبت به هم نمايند .

4ـ عملكرد گروه در اجرا : اعضاي گروه در اين مرحله با همديگر كار مي كنند و انسجام گروه را نسبت به هم و موضع رهبري گروه را نسبت به خود انسجام مي بخشند .

5ـ اتمام مأموريت گروه : گروه ممكن است در اين مرحله پس از كسب اهداف پيش بيني شده و توافق شده ، ضرورت حيات خود را از دست داده باشند ، لذا افراد متفرق مي شوند و به اين ترتيب گروه منحل مي شود .

صاحب نظران به منظور دوام و حفظ گروه  توصيه هاي زير را ارائه مي دهند :

1ـ تيم سازي

2ـ توسعه پس از تشكيل گروه

 

نقش هاي افراد گروه

نقش هاي افراد را مي توان به سه قسمت تقسيم كرد : مثبت ، مشكل آفرين و بله قربان گو

الف : ‌نقش هاي مثبت در گروه

در مقام عضو يك گروه ، شما ممكن است نقش هايي را بپذيريد كه براي كار گروهي مثبت محسوب مي شوند . اين نقش ها به قرار زير است :

1ـ نقش مبتكر

2ـ نقش جستجو كننده اطلاعات

3ـ نقش ارائه دهنده اطلاعات

4ـ نقش روشنگر

5ـ نقش جمع بندي كننده

6ـ نقش تشويق كننده

7ـ نقش حفظ كننده انسجام

8ـ نقش نگهبان

9ـ نقش وضع كننده استانداردها

نكته مهم براي مديران و رهبران اين است كه بايد افراد مثبت را تشويق نمود تا دلسرد نشوند .

 

ب : نقش هاي مشكل آفرين :

افراد مشكل آفرين بر اساس كارهاي غيرسازنده اي كه انجام مي دهند ، به
گروه هاي مختلفي تقسيم مي شوند كه عبارت اند از :

1ـ نقش مهاجم (نظرات خود را به زور پيش مي برند)

2ـ نقش مانع (فرد در اين نقش منفي نگر است و هميشه در اين فكر است كه تلاش گروه را هدر دهد )

3ـ نقش جستجو كننده تحسين (همواره به دنبال آن است كه توجهات را به طرف خود جلب كند) .

4ـ نقش دوري كننده (فاصله خودش را از ديگران حفظ مي كند : از پذيرش هر مسئوليتي سرباز مي زند ظاهراً دنبال منفعت خاصي است و سعي مي كند كه وارد موضوعات بحث برانگيز نشود) .

5ـ نقش خوش گذران (هدفش از شركت در گروه ، پيدا كردن جايي براي تفريح و گذران وقت است) .

6ـ نقش مددجو (جلسات گروهي را به جلسات طرح مشكلات خود و استمداد از ديگران تبديل مي كند ).

 

نحوه برخورد با افراد مشكل آفرين :

ـ به دنبال راضي كردن فرد مشكل آفرين نباشيد .

ـ خود را كنترل كنيد تا براي انجام عملي متقابل واكنش نشان ندهيد .

ـ زمينه را براي اقدامات شخص مشكل آفرين فراهم نكنيد .

ـ تلاش كنيد تا عمل اختلال آميز و مزاحمت آميز او را به مشاركتي سازنده تبديل كنيد .

ـ با شخص مشكل آفرين مستقيماً برخورد كنيد .

ـ شخص مشكل آفرين را از خود دور كنيد .


 

ج : نقش هاي بله قربان گو

ابراز آزادانه عقايد و احساسات متضاد ، لازمه تفكر خلاق است . همه ما افراد يا مديراني را مي شناسيم كه خود را مسؤول برطرف كردن مشكلات و برقراري سازگاري مي دانند و مي خواهند كه همه چيز مطلوب و مطابق ميل آنان باشد .

افراد بله قربان گو افرادي هستند كه به هر قيمتي كه شده مخالفت خود را پنهان مي كنند و تصويري از سازگاري را به نمايش مي گذارند .

براي از بين رفتن نقش بله قربان گو در گروه توجه به نكات زير ضروري مي باشد:

ـ هر كس حقوق معيني دارد ، از جمله ميل دارد كه محترمانه با وي رفتار شود .

ـ هر فردي حق دارد ، با صراحت ادعاي خود را بيان كند .

ـ هر فردي حق دارد كه به سخنان او به دقت گوش فرا داده شود .

 

ويژگيهاي گروه كارآمد (اثربخش)

1ـ هدف داشتن : اعضاي اين گروه ها احساس مي كنند ماهيت و اهميت كار گروهي براي آنها روشن است . و هر يك از اعضا نقش خود را در تحقق هدف گروه پيدا مي كند .

2ـ احترام : حس احترام متقابل اعضا را قادر مي سازد تا در مسئوليت ها سهيم گشته و براي رسيدن به اهداف ، ابتكار به خرج دهند . خط مشي ها و قوانين اعضا را قادر مي سازد تا كار خود را به سهولت انجام دهند و فرصت هايي را به منظور رشد و فراگيري مهارت هاي جديد فراهم مي كند . بدين ترتيب در گروه احساس قدرت فردي و قدرت جمعي به وجود مي آيد .

3ـ روابط و ارتباطات : اعضاي گروه بدون ترس افكار و احساسات خود را بيان
مي كنند و به سخنان يكديگر گوش مي دهند و از اين طريق به عقايد هم احترام گذاشته و شيوه هاي حل و فصل اختلاف تفهيم مي شود . از طريق باز خورد صادقانه نيز اعضا از نقاط قوت و ضعف خويش به عنوان عضوي از گروه آگاه مي شوند .

4ـ انعطاف پذيري : اعضاي گروه برحسب ضرورت وظايف گوناگوني را به عهده
مي گيرند و نقاط قوت هر عضو شناخته و به كار گرفته مي شود و به هنگام ضرورت فعاليت هاي هر يك از اعضا هماهنگ شده و گروه ، هم در معرض عقيده و نظر و هم احساسات افراد قرار مي گيرد .

5ـ بازدهي مطلوب : در اين گروه ها تعهد به استاندارد بالا و كيفيت نتايج وجود دارد . هر گروه كارآمد شيوه هاي تصميم گيري مؤثر و حل مسأله را كه منتج به اصول و نتايج مورد انتظار ، ترغيب حس مشاركت و خلاقيت افراد است ، طراحي و تكميل
مي كند .

6ـ قدرشناسي و تقدير : از كارهاي انجام شده توسط هر يك از افراد و كل گروه از طريق ذكر نتايج برجسته قدرداني مي شود .

7ـ روحيه :‌ اعضا شيفته و مجذوب كار  گروهي مي شوند و يك احساس شور و شوق درباره دستاورد هاي تك تك افراد و دستاوردهاي گروه به وجود مي آيد .

 

 

فصل دوم

آشنايي با مفاهيم تيم

تعريف تيم :

تيم عبارت است از يك گروه 2 يا چند نفره از افرادي كه به طور منظم با يكديگر تعامل برقرار مي كنند و به منظور رسيدن به هدف كارها را هماهنگ مي كنند .

در تعريف فوق سه نكته وجود دارد :

1ـ حداقل دو نفر بايستي حضور داشته باشند .

2ـ اعضا بايد به طور منظم تعامل برقرار كنند و كارهايشان را به صورت هماهنگ انجام دهند .

3ـ اعضا بايستي داراي يك هدف مشترك باشند .

 

تفاوت تيم و گروه را به شرح زير بيان كرده اند :

ـ در گروه الزاماً تخصص هاي تكميلي وجود ندارد ولي در تيم هر يك از اعضا تجربه يا مهارتي را كه مكمل تجارب و مهارتهاي ديگر اعضا است دارد .

ـ تيم بر اساس طرح يا مشكلي خاص فعاليت مي كند و پس از بررسي يا اجراي طرح يا حل مشكل ، مأموريت تيم به پايان مي يابد .

ـ در گروه ، به اعضا گفته مي شود كه چه بايد بكنيد اما در تيم اعضا با يكديگر تبادل نظر مي كنند و بهترين راه حل را انتخاب مي كنند .

ـ رهبر گروه گاهي در تشخيص و قدرداني از موفقيت هاي فردي يا گروهي غافل مي شود ولي رهبر يك تيم آن را وظيفه مي داند .

 

انواع تيم هاي كاري :

الف) تيم هاي عمودي : مركب از يك مدير و چند زيردست در سلسله مراتب رسمي ، رسمي فرماندهي است .

ب) تيم هاي افقي : مركب از اعضاي واحدهاي مختلف است كه اكثر اوقات اين چنين تيم هايي براي انجام يك هدف يا وظيفه ايجاد مي گردند . كه خود به سه دسته تقسيم مي شوند :

1ـ تيم كاري

2ـ تيم ميان وظيفه اي

3ـ كميته هاي كاري

تيم سازي :

به تلاش آگاهانه به منظور ايجاد گروه كاري اثر بخش ، تيم سازي گويند .

فرايند تيم سازي :

در ارتباط با تيم سازي صاحب نظران مراحل مختلفي را مطرح كرده اند از يك ديدگاه تيم سازي شامل 4 مرحله است :

مرحله اول ـ پيش بيني كار

الف) چه كاري نياز است انجام شود .

ب) آيا براي انجام آن كار تشكيل گروه ضروري است .

مرحله دوم ـ ايجاد شرايط مناسب براي عملكرد

اين مرحله شامل موارد زير است :

الف)فراهم كردن مواد و تجهيزات مورد نياز

ب) پيش بيني افراد مورد نياز

مرحله سوم ـ شكل دهي و تيم سازي

اين مرحله عبارتست از :

الف) ايجاد حدود عضويت افراد

ب) كسب توافق افراد به منظور انجام كار

ج) مشخص كردن رفتارهايي كه از افراد انتظار داريم .

مرحله چهارم ـ‌ پشتيباني لازم در راستاي ادامه حيات گروه

مرحله آخر شامل موارد زير است :

الف) مداخله به منظور حل مسأله گروه و مشكلات اعضاء

ب)علاوه بر مورد مذكور بايد پشتيباني در زمينه نياز مادي و تجهيزات گروه پيوسته انجام شود .

ج) جايگزين كردن افراد جديد به جاي اعضايي كه گروه را ترك كرده اند .

 


 

روشهاي تيم سازي :

براي پيروزي در تشكيل دادن يك تيم كارآمد بايد به اعضاي تيم نشان دهيد كه :

ـ مي دانيد چه راهي را در پيش داشته و اعضا را به كجا خواهيد برد .

ـ راه و روش رسيدن به هدف را مي دانيد .

ـ مي دانيد كه از هر عضو چه مي خواهيد تا انجام دهد .

ـ مي دانيد كه خود چه مي كنيد .

 

حفظ و توسعه تيم :

پس از تشكيل گروه و تيم كاري به منظور توسعه تيم چه بايد كرد :

اولين مرحله توسعه هر گروهي جهت يابي است .

در مرحله دوم گر چه تضاد يك مقوله ضروري در توسعه گروه محسوب نمي شود ، اما تلاش براي قدرت فردي و نفوذ بر ديگران امري مشترك در همه ي اعضاي گروه است . از اين نظر هر يك از اعضاي گروه به آزمودن وضع فردي خود با ديگر اعضاي گروه مي پردازد .

در مرحله سوم چگونگي تقسيم كارها بين اعضاي گروه مشخص شده و اين كه كدام عضو عملكرد ديگر اعضا را ارزيابي مي نمايد . در اين مرحله همچنين تفاوت افراد بايد شناسايي گردد و تكاليف كاري افراد بايد بر اساس مهارت ها و توانايي هاي آنها مشخص گردد .

در مرحله چهارم احساس خوبي از همبستگي و تعهد افراد در رابطه با تفاوت هاي پذيرفته شده به وجود مي آيد . افراد با تصميم گيري منطقي در جهت حفظ همكاري تلاش نموده و تعارض بين خود را با روابط مناسب حل مي نمايد .

 

ملاحظات تيم سازي

در تيم سازي دو ملاحظه عمده بايستي مدنظر قرار گيرد . يكي اندازه تيم و ديگري نقش اعضا در تيم .

الف) اندازه تيم : بهتر است كه برنامه تيم با تيم هاي كوچك شروع شود (كمتر از 12 نفر)

ب)نقش عضو : براي ايجاد توازن در تيم بايستي افراد از توانايي هاي فني مختلف برخوردار باشند .

 

مزاياي تيم هاي كاري :

تيم هاي كاري داراي مزاياي متعددي هستند كه مهمترين آنها عبارتند از :

1ـ خاصيت هم افزايي : تيم باعث ايجاد خلاقيت و انرژي بيشتر در افراد مي شود.

2ـ افزايش مهارت ها و دانش افراد :‌ به علت تعامل افراد با يكديگر و گذراندن دوره هاي آموزشي ،‌ دانش و مهارت هاي افراد در تيم افزايش مي يابد .

3ـ انعطاف پذيري : در نگرش ها و ظرفيت انجام كار افراد نوعي انطباق پذيري به وجود مي آيد و از طرف ديگر سازمان نيز از انعطاف بيشتري برخوردار مي گردد .

4ـ افزايش تعهد :‌ در تيم سطح رضايت و تعهد افراد بالاتر مي رود .

نقش هاي افراد تيم :

1ـ خلاق ـ نوآور

2ـ كاشف ـ مؤسس

3ـ تحليل گر

4ـ سازنده ـ ‌سازمان دهنده

5ـ تصميم گيرنده ـ توليدكننده

6ـ كنترل كننده ـ بازرس

7ـ حمايت كننده ـ نگه دارنده

8ـ گزارشگر ـ مشاور

9ـ هماهنگ كننده

 

ويژگي هاي يك تيم كارآمد

يك تيم كارآمد بايد داراي اعضايي باشد كه از لحاظ مهارت هاي عملي و
ويژگي هاي فردي تأمين كننده اين سه تخصص و نياز باشند .

1ـ افرادي با مهارت هاي فردي مرتبط با اهداف و وظايف تيم

2ـ افرادي با مهارت هاي حل مسأله و قدرت تصميم گيري صحيح كه ياري رسان تيم در حل مشكلات زمان حال و‌ آينده آن باشد .

3ـ افرادي با قابليت بالاي روابط انساني ، اين افراد مي توانند در زمينه هايي مانند: توزيع اطلاعات در بين اعضاي تيم ، تسهيل ارتباط گيري اعضا با يكديگر ،‌ تقويت همكاري هاي جمعي ، پيش گيري از ايجاد و يا حل تعارضات به وجود آمده ميان ساير اعضاي تيم و مدير را ياري كنند .

 

مديريت تيم ها :

يك تيم اثربخش مديريت مطلوب را مي طلبد . مدير مي تواند با ايجاد محيطي منطبق بر ويژگي هاي زير ، ‌زمينه را براي فعاليت مؤثر تيم ها فراهم نمايد .

1ـ مشخص كردن نقش و مسئوليت هاي هر عضو در كل كار تيم

2ـ تشويق اعضاي تيم به تشكيل دادن هدف هاي مشترك مشخص

3ـ تقويت حس همكاري و اعتماد متقابل در بين اعضاي تيم

4ـ تشويق اعضا به مبادله اطلاعات

5ـ كوشش در جهت حل تضادها و رفع اختلاف هاي اعضاي تيم

6ـ تشويق افراد به ترجيح دادن منافع تيمي به منافع شخصي

7ـ ايجاد حس مسئوليت فردي و جمعي نسبت به وظايف تيم

8ـ شكل دهي نظام پاداش دهي بر اساس همكاري و مشاركت در فعاليت هاي گروهي

 


 

فصل سوم

آشنايي با تكنيك هاي تصميم گيري گروهي

 

تكنيك هاي تصميم گيري گروهي :

به منظور حل مسائل موجود در گروه و تصميم گيري از روش هاي مختلفي استفاده مي شود . در زير به چند نمونه از اين روش ها اشاره مي شود :

فن بارش مغزي

روش بارش مغزي روشي است براي افزايش خلاقيت در گروه ها ؛ اين فن بر اظهارنظر ، عدم ارزيابي ، كميت راه حل ها و اصلاح پرورش ايده هاي يكديگر مبتني است .

آلكس اي آزبون كه مدير تبليغات بود ، با ابداع اين فن سعي كرد از طريق بحث گروهي اعضاي گروه را وادار به طرح ايده هاي جديد نمايد و براي اين كار چهار قاعده اصلي را مطرح كرد ‌:

1ـ اظهارنظر : هر ايده اي كه به ذهن تان خطور مي كند ، بدون ترس بيان كنيد .

2ـ ارزيابي نكردن

3ـ كميت : هر چه بيشتر ، بهتر

4ـ پرورش دادن : اعضاي گروه بايد ايده هاي يك ديگر را بسط دهند .

تذكر اين نكته ضروري است كه براي اخذ نتيجه مطلوب از اين روش بايستي :

اولاً : فضاي جلسه براي ارائه نقطه نظر كليه اعضا آمده باشد .

ثانياً : ترس از تمسخر ديگران در بين اعضاي گروه از بين رفته باشد .

ثالثاً : رهبر گروه و يا مسول جلسه قدرت جمع بندي و هدايت جلسه را نيز داشته باشد.

بارش مغزي ساختاريافته شامل همه اعضا گروه كه به نوبه خود عقايد را تا پايان بيان نمايند ، مي باشد . اين كار سبب مي گردد تا هر فرد در اين كار مشاركت داشته و موجب تقويت مجدد هويت گروه گردد .

بارش مغزي ساختار نيافته اين اجازه را به افراد مي دهد تا تفكراتي را كه به ذهنشان خطور مي كند به سادگي بيان نمايند . اين روش خلاقيت را تحريك نموده ، اما به افرادي كه زياد حرف مي زنند ،‌ اين اجازه را مي دهد تا كنترل را به دست گيرند . هر روشي كه به كار گرفته شود ، يك جلسه بارش مغزي هرگز نبايد بيشتر از 10 الي 15 دقيقه به طول بيانجامد .

 

فن گروه اسمي :

يكي ديگر از روش هاي تصميم گيري روش گروه اسمي است . اين روش با كاهش وابستگي متقابل اعضاي گروه ، موانع و تنبلي را به حداقل مي رساند . فن گروه اسمي از چهار مرحله تشكيل مي شود :

مرحله اول :‌ رهبر گروه ، مسئله يا موضوع را روي تابلو نوشته و معرفي مي كند . پس از تفهيم مطالب به اعضا ، آنها در سكوت نظر خود را در مورد موضوع مي نويسند كه معمولاً 10 الي 15 دقيقه طول مي كشد .

مرحله دوم :‌ در اين مرحله اعضاي گروه ، نظر خود را به نبت با هم در ميان
مي گذارند .

مرحله سوم : در اين مرحله ايده ها به بحث گذاشته مي شود و سعي مي گردد ايده ها به حد كافي روشن شود .

مرحله چهارم:‌ اعضاي گروه از بين نظرهاي ارائه شده ، پنج راه حل برتر را مشخص كرده و هر يك روي يك كارت مي نويسد . سپس رهبر گروه كارت ها را جمع مي كند . راه حلي كه بيش از ساير راه حل ها تكرار شده باشد به عنوان تصميم نهايي ، اتخاذ مي شود و در پايان ، رهبر گروه نتيجه را به اعضا خبر مي دهد .

 

نقاط قوت و ضعف تصميم هاي گروهي

امروزه بسياري از تصميمات به وسيله گروه ها ، تيم هاو كميته ها گرفته مي شود ، ولي آيا اين بدان معناست كه تصميمات گروهي بر تصميماتي كه يك نفر به تنهايي
مي گيرد برتري دارد؟ براي پاسخ به اين سؤال بايد نقاط ضعف و قوت تصميمات گروهي را بررسي نمود .

الف) نقاط قوت تصميمات گروه : تصميمات فردي و گروهي نقاط قوت خاص
خود را دارند . هر يك از آنها براي موقعيت يا وضعيت خاصي مناسب است . در رابطه با تصميم گيري ، نقاط قوت يا برتري گروه نسبت به فرد از اين قرار است :

1ـ اطلاعات جامع تر و كامل تر

2ـ ديدگاه هاي بيشتر

3ـ پذيرش سريع تر راه حل

4ـ مشروعيت بيشتر فرايند تصميم گيري گروهي با آرمان هاي دموكراسي سازگار است .

ب) نقاط ضعف تصميمات گروه :

1ـ وقت گير بودن

2ـ فشار در جهت سازش

3ـ فرمانروايي اقليت

4ـ مبهم بودن مسئوليت ها

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 16:32  توسط سيد محمود رضا نسابه | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
بشردوستان جوان ، نوجوانان و جوانان عضو سازمان جوانان هلال احمر هستند كه در كانونهاي جوانان(آزاد)،دانش آموزي و دانشجويي اين سازمان سازماندهي ميگردند تا به صورت داوطلبانه براي تحقق اهداف بشردوستانه و امدادي جمعيت هلال احمر تلاش كنند . لازم به ذكر است كه سن عضويت در سازمان جوانان 12تا 29 سال ميباشد و اخيرا كانونهاي كارگري و طلاب نيز به مجموعه سازمان جوانان اضافه شده اند .

پیوندهای روزانه
منشور اخلاقي اعضاي سازمان جوانان
آیین نامه عضویت کانونهای دانش آموزی
آیین نامه کانونهای دانشجویی
اساسنامه کانونهای دانشجویی
اساسنامه جمعیت هلال احمر
آموزش امداد
آموزش رهبری و راهنمایی گروه
آموزش حقوق بشردوستانه بين الملل
آموزش كار گروهي
آموزش حوادث و بلاياي طبيعي
آموزش خدمات داوطلبانه
آموزش نهضت صليب سرخ
روند فعاليت در سازمان جوانان هلال احمر
سرود عاشورا
سرگذشت بشردوستان جهرم3
سرگذشت بشردوستان جهرم2
سرگذشت بشردوستان جهرم 1
حرف اول
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
پیوندها
سایت بشردوستان
جمعيت هلال احمر ج .ا.ايران
فدراسيون بين المللي صليب سرخ
یونسکو ( شعبه ایران )
يو نيسف (شعبه ايران)
موسسه حمايت از معلولين(بهجانی.کام)
کانون رهپویان وصال
يك موفقيت
جستجو در قرآن
سرزمین پرواز
جهرم آنلاین(اخبار جهرم)
جهرم نیوز(اخبار جهرم)
دوستان
شهر باربد
پیام سبز(سازمان جنگلها و مراتع)
فرهنگستان زبان و ادب فارسی
کانون دانشجویی پیام نور
بنیاد پژوهشی پیمان غدیر جهرم
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM